سال نو بر تمام ایرانیان و بخصوص کاربران سایت مبارک و خجسته باد. امیدواریم سال جدید مملو از نشاط و مهر و سر افرازی باشه. آرزوی دلی پاک دستانی سخاوتمند سری خوش پاهایی استوار و چشمانی امیدوار را برای همه... (ادامه مطلب)
نیمروزی بود آفتابی ، در یک روز سرد زمستانی … یخبندان شدید و منجمد کننده ، بیداد میکرد. جعدهای فرو لغزیده بر پیشانی نادنکا که بازو به بازوی من داده بود و کرک بالای لبش از برف ریزه های سیمگون... (ادامه مطلب)
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد... (ادامه مطلب)
بیرون سالن کنسرت ازدحام زیادی دیده میشد. مردم از صبح زود جمع شده بودند تا بعد از سالها هنرنمایی بزرگترین نوازنده کشورشان را از... (ادامه مطلب)
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان... (ادامه مطلب)
سرمای عجیب ..یک حس عجیب و بد تر از همه غریب سر تا پای وجود علی رو گرفته بود..در آن لحظه به... (ادامه مطلب)
یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!
از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این... (ادامه مطلب)
دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقومش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد... (ادامه مطلب)