داستان دیگران | هوشمندان سیاره نپلاد

اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

داستان دیگران

Page 1 of 41234

* عاشقان عیدتان مبارک باد *

سال نو بر تمام ایرانیان و بخصوص کاربران سایت مبارک و خجسته باد. امیدواریم سال جدید مملو از نشاط و مهر و سر افرازی باشه. آرزوی دلی پاک دستانی سخاوتمند سری خوش پاهایی استوار و چشمانی امیدوار را برای همه... (ادامه مطلب)

شوخی!

نیمروزی بود آفتابی ، در یک روز سرد زمستانی … یخبندان شدید و منجمد کننده ، بیداد میکرد. جعدهای فرو لغزیده بر پیشانی نادنکا که بازو به بازوی من داده بود و کرک بالای لبش از برف ریزه های سیمگون... (ادامه مطلب)

شیطان

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد... (ادامه مطلب)

کنسرت

کنسرت

violinist_بیرون سالن کنسرت ازدحام زیادی دیده می‌شد. مردم از صبح زود جمع شده بودند تا بعد از سال‌ها هنرنمایی بزرگترین نوازنده کشورشان را از... (ادامه مطلب)

ابراز عشق

 ابراز عشق

loveیک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان... (ادامه مطلب)

خوشبختی

خوشبختی

alone_boyسرمای عجیب ..یک حس عجیب و بد تر از همه غریب سر تا پای وجود علی رو گرفته بود..در آن لحظه به... (ادامه مطلب)

به کجا چنین شتابان ؟؟؟!!!

به کجا چنین شتابان ؟؟؟!!!

mahigirیک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود! از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این... (ادامه مطلب)

یک روز زندگی

یک روز زندگی

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقومش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد... (ادامه مطلب)

Page 1 of 41234