بایگانیِ دسته ‘شعر امروزی’

هرگز نفهمید

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : Hodhod541

نیمه های شب پیامک دادم
“تو هم بیداری؟”
پاسخم داد ” تو هم بیداری ؟”
من : شب مرا میبرد ای دوست !!!
∞: کجا؟
من : به ته اندوه .
∞: کجاست ؟
من : اوج نیاز .
∞: به چه چیز ؟
من : محبوب .
∞: عجب ، بهش پیامک بده .
من : بی خیال شب خوش.
∞: خوابشو ببینی .
- هرگز نفهمید [...]

هم نفس

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : JJ22

باورم نیست که تومونس وغمخوارمنی
نورامیددل وماه شب تارمنی
بس که نزدیکترازمن به منی درهمه حال
واقف ازسوزودل ورشته ی افکارمنی
نیست ازچشم کسی دورکه درخلوت شب
توطبیب دل غمدیده وبیمارمنی
ترنم دست تمنّابه جزازدرگه تو
آخرای یارتوآگاه زاسرارمنی
دل بریدم زهمه تاکه به توپیوندم
شادمانم که دراین بندنگهدارمنی
دردعشق تومراخانه نشین ساخته است
دلخوشم تاکه توای دوست پرستارمنی
ره درازاست ومرابارگرانی بردوش
غم جان نیست که درهردوجهان [...]

انتظار(JJ22)

سه شنبه, ۱۳م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : JJ22

دل ازبرای نگاهت بهانه می گیرد
نگاه گرم تورانشانه می گیرد
قدم قدم به سرکوچه های دلتنگی
شرارغم زدل من زبانه می گیرد
قسم به آینه ای گل،که روح شیدایم
سراغ کوی توراخانه خانه می گیرد
کبوتردل من پرگشودوباعشقت
درآستانه ی توآشیانه می گیرد
زهرچه هست به غیرتوچشم می پوشم
دلم نشان توراعاشقانه می گیرد
خزان به گلشن جانم اگرزندشرری
دوباره غنچه ی عشقت جوانه می [...]

هالوی بی ریش!

دوشنبه, ۱۲م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : atefe

آدمی می شناسم از دوزخ ، خوف و تشویش دارد و من نه
بس که می ترسد از عذاب خدا، هول از آتیش دارد و من نه
دائما ذکر گوید و تسبیح، در کف خویش دارد و من نه
قلبی آکنده از خدا و سری، باطن اندیش دارد و من نه
بس عجول است در رکوع [...]

درستایش دوست

چهارشنبه, ۳۰م دی, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : JJ22

یک شب ازکوچه های تنهایی
باچراغ ستاره می آیی
چشمهایت ضیافت باران
دستهایت گواه تنهایی
من زشهرشهودخورشیدم
توزدامان پاک دریایی
خواب،چشمان کوچه راپرکرد
چشم های توشعرلالایی
لحظه هابی تومظهرزشتی
ای حضورت ظهورزیبایی
می توان خانه راچراغان کرد
چشم من کی به خانه می آیی؟!
بگذرازقصه های دلتنگی
توکه افسانه های فردایی
…………………………..
تقدیم به همسرم که بیش ازهرزمان دیگری دوستش دارم.

jamila

یکشنبه, ۲۶م مهر, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : 5951

الوسلام منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست
هزاردفعه این شماره رادلم گرفته است؟
ولی هنوز پشت خط درانتظار یک صداست
شما که گفته ایدپاسخ سلام واجب است؟
به ماکه می رسد ،حساب بنده هایتان جداست؟
الو
دوباره قطع ووصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یاکه عیب سیم هاست؟
الو
چراصدایتان نمی رسد کمی بلندتر
صدای من چطور؟خوب وصاف وواضح رساست؟
اگراجازه می دهی [...]

دلم !!!

پنجشنبه, ۱۹م شهریور, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : Pacific

دلم را ،
به آب دیده می سفتم .
- تمنای تو می کردم -
در آن بن بست تنهائی ،
هوای دیدنت کردم
ندانستم تو از سنگی !
دل تو آتش افکنده ،
برای آتش قلبت -
خودم را شعله می کردم .

آخرین صاعقه

پنجشنبه, ۱۹م شهریور, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : Hodhod541

من و این حزن دامنگیر عزادار دلیم  ،هنوز
لیک دل پی ماه و آرامش خود!
آه دلک بیخبرم
می روم یادت بماند
” کفر مهر آلود چشمی
ترا به سجده ی شور انداخت
و عجب زیبا بود
برق چشمانی که ترا لرزاند ”
دلکم می روم تو در یادت بماند
” پای سرمای پلکی بارها لرزیدی
و عجب سوزاند ترا
آخرین صاعقه ی چشمانی ”
- و [...]