خیلی سخته چیزی روکه، تادیشب بودیادگاری،صبح بلندشی وببینی،که دیگه دوسش نداری،خیلی سخته که نباشه،هیچ جایی برای آشتی،بی وفاشه اون کسی که، جونتوبراش گذاشتی،*خیلی سختهههههههه*خیلی سخته توزمستون،غم بشینه روی برفا،می سوزونه گاهی قلبو،طعم تلخ بعضی حرفا،خیلی سخته که ببینی،کسی عاشقیش دروغه، چقدرگریه اونشب،چشم توسرش شلوغه.خیلی سخته اون کسی که،گفت واسه چشات میمیره،بره ودیگه سراغی ، ازتوونگات [...]
بایگانیِ دسته ‘شعر’
خیلی سخته
کاش
کاش می شدعشق راتفسیرکرد
خواب سرخ غنچه راتعبیرکرد
کاش می شددرکنارلاله ها
اشک شبنم راتاسحرتصویرکرد
کاش می شدکه دراین فصل خزان
همنوای رودشد،تکبیرکرد
کاش می شدرفت باگامی بلند
سوی آن گل که مرازنجیرکرد
کاش می شدلحظه ای ازغم رهید
این فضای تیره راتعبیرکرد
کاش می شددرکناربرکه ها
لحظه ای ازعشق راتقریرکرد
ای که رستی ازقفس بامن بگو
دردخودرامی توان تدبیرکرد !؟
هرگز نفهمید
نیمه های شب پیامک دادم
“تو هم بیداری؟”
پاسخم داد ” تو هم بیداری ؟”
من : شب مرا میبرد ای دوست !!!
∞: کجا؟
من : به ته اندوه .
∞: کجاست ؟
من : اوج نیاز .
∞: به چه چیز ؟
من : محبوب .
∞: عجب ، بهش پیامک بده .
من : بی خیال شب خوش.
∞: خوابشو ببینی .
- هرگز نفهمید [...]
هم نفس
باورم نیست که تومونس وغمخوارمنی
نورامیددل وماه شب تارمنی
بس که نزدیکترازمن به منی درهمه حال
واقف ازسوزودل ورشته ی افکارمنی
نیست ازچشم کسی دورکه درخلوت شب
توطبیب دل غمدیده وبیمارمنی
ترنم دست تمنّابه جزازدرگه تو
آخرای یارتوآگاه زاسرارمنی
دل بریدم زهمه تاکه به توپیوندم
شادمانم که دراین بندنگهدارمنی
دردعشق تومراخانه نشین ساخته است
دلخوشم تاکه توای دوست پرستارمنی
ره درازاست ومرابارگرانی بردوش
غم جان نیست که درهردوجهان [...]
انتظار(JJ22)
دل ازبرای نگاهت بهانه می گیرد
نگاه گرم تورانشانه می گیرد
قدم قدم به سرکوچه های دلتنگی
شرارغم زدل من زبانه می گیرد
قسم به آینه ای گل،که روح شیدایم
سراغ کوی توراخانه خانه می گیرد
کبوتردل من پرگشودوباعشقت
درآستانه ی توآشیانه می گیرد
زهرچه هست به غیرتوچشم می پوشم
دلم نشان توراعاشقانه می گیرد
خزان به گلشن جانم اگرزندشرری
دوباره غنچه ی عشقت جوانه می [...]
هالوی بی ریش!
آدمی می شناسم از دوزخ ، خوف و تشویش دارد و من نه
بس که می ترسد از عذاب خدا، هول از آتیش دارد و من نه
دائما ذکر گوید و تسبیح، در کف خویش دارد و من نه
قلبی آکنده از خدا و سری، باطن اندیش دارد و من نه
بس عجول است در رکوع [...]
درستایش دوست
یک شب ازکوچه های تنهایی
باچراغ ستاره می آیی
چشمهایت ضیافت باران
دستهایت گواه تنهایی
من زشهرشهودخورشیدم
توزدامان پاک دریایی
خواب،چشمان کوچه راپرکرد
چشم های توشعرلالایی
لحظه هابی تومظهرزشتی
ای حضورت ظهورزیبایی
می توان خانه راچراغان کرد
چشم من کی به خانه می آیی؟!
بگذرازقصه های دلتنگی
توکه افسانه های فردایی
…………………………..
تقدیم به همسرم که بیش ازهرزمان دیگری دوستش دارم.
امیدرهایی
تشنه کامم چون کویرودل به دریابسته ام
پای دل رادرکمندآرزوهابسته ام
درشبستان خیال خودبه صدشوروامید
دیده برروی توای ماه دل آرابسته ام
ای عروس آسمانی لحظه ای بامن بمان
آخرای مهتاب زیبامن به تودل بسته ام
مانده ام درحسرت دیدارت ای خورشیدمهر
چشم برصبح خیال انگیزفردابسته ام
نیست امیدرهایی لحظه ای ازاین قفس
درحصارتنگ آمالی که خودرابسته ام
دم به دم پیک اجل کوس رهایی [...]
&
Copyright © 2008 Agape. All rights reserved. Valid 



