داستان های 55 کلمه ای | هوشمندان سیاره نپلاد

اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

داستان های 55 کلمه ای

Page 1 of 612345...Last »

* عاشقان عیدتان مبارک باد *

سال نو بر تمام ایرانیان و بخصوص کاربران سایت مبارک و خجسته باد. امیدواریم سال جدید مملو از نشاط و مهر و سر افرازی باشه. آرزوی دلی پاک دستانی سخاوتمند سری خوش پاهایی استوار و چشمانی امیدوار را برای همه... (ادامه مطلب)

بیدار

چشمانم ذوخته شده به در به دری که سال هاست که بسته و چشمان من هم سال هاست که به این در دوخته شده است به یاد روزی که این در باز بود به امید این که این در روزی... (ادامه مطلب)

تگ ها :

تصاویری از کشتی موتوری اوئیسیس آو دسیز بزرگترین کشتی کروز جهان

تصاویری از کشتی موتوری اوئیسیس آو دسیز بزرگترین کشتی کروز جهان ... (ادامه مطلب)

خرده داستان

((آدرس))

 

دختر دست روی شانه ی زن گذاشت.

زن که کمی ترسیده بود،رو به او کرد:بفرمایید؟

دختر کاغذی از کیف در آورد. با حرکات دست از او خواست تا

آدرس را به او نشان دهد و آن را نزدیک دست زن برد.

زن... (ادامه مطلب)

خرده داستان

صدا نمی آد

 

مرد گوشی را برداشت و شماره گرفت.

چند لحظه بعد زن از پشت خط گفت:بفرمایید؟...الو؟!...الو؟!!...چرا حرف نمی زنی؟!!!

مکث کرد و با لحن ملایم تری ادامه داد:عزیزم!..بهنام!؟...تویی؟...

من که بابت دیشب عذر خواستم.خواهش می کنم با من حرف بزن.

بهنام جان؟!!!....

مرد... (ادامه مطلب)

خرده داستان

هدیه ی تولد   کلاغ، بال زنان پر عقابی را که به منقار داشت جلوی چشم مترسک تکان  داد. روی سر اوایستاد. پر را گوشه ی کلاه او فرو کرد. بال ها را باز کرد. جستی زد و آمد روی دست... (ادامه مطلب)

خرده داستان

تمرین   مدت ها تمرین کرد تا همان آدمی شد که همسرش، دوست داشت شبیه او باشد. و تازه، آن وقت بود که فهمید، همسرش همان آدمی نیست که او انتظار داشت ، باشد.     کلاغه به خونش نرسید... (ادامه مطلب)

خرده داستان

تکرار۱       زن به پرنده نگاه کرد که به جوجه هایش غذا می داد. آهی کشید:چی می شد اگه یه بچه داشتیم. مرد گفت:اگه بخوای از میوه ی ممنوعه می خورم. زن دست در نهر عسل فرو برد.همراه... (ادامه مطلب)

Page 1 of 612345...Last »