مثل های پارسی | هوشمندان سیاره نپلاد - Part 2

اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

مثل های پارسی

Page 2 of 3123

آن رو ، بالا آمدن

محمود آدم خوبی ست اما وای از وقتی که آن رویش بالا بیاید ! مترادف : کفری شدن... (ادامه مطلب)

آدم می خواد با چشم بخورَدش !!

سخت زیبا و دل انگیز و خواستنی است. چنان زیباست که نگاه از او نمی توان گرفت.... (ادامه مطلب)

آن قدر ها هم نر نبود !!

یک روستایی گریبان مردی را گرفت که این خر که سواری از من است. مرد بی درنگ به زیر جست و جُلی بر گردهء خر افکند و گرد آمدگان را به شهادت گرفت که اگر مال از اوست بگوید که... (ادامه مطلب)

آن که سبیلت را باهاش چرب می کردی، گربه برد !

کنایه از آن است که فریب نهان آشکار شده و آنچه نهانی وسیله ی کلاشی و اخاذی شخصی فریبکار بود از پرده بیرون افتاده است. اشاره به حکایت آن مرد است که تظاهر به راه داشتن در دستگاه مالداران را پاره... (ادامه مطلب)

اون وقتی که جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود ؟

به فکر فردای خود باید بود و امروز را به بطالت صرف نباید کرد. پاسخ موری ست که سراسر بهار را به دانه گرد آوردن گذرانده، به بلبل که سال را تا آغاز زمستان، به نغمهء عاشقانه سرودن طی کرده... (ادامه مطلب)

آن وقت … می خوردم تنها، حالا عسل می خورم همراه !!

مردی زنی بسیار زشت داشت که به پاکدامنی شهره بود. او را طلاق داد و زنی ماهرو گرفت که تاب مستوری نداشت و عاشقان را بی دریغ به وصل خویش، می نواخت ! به او گفتند : این چه کاریست... (ادامه مطلب)

آن قدر شور بود که خان هم فهمید !

عبدالله مستوفی بر این مثل شرحی آورده که : خان لری بوده و ذائقه ی درست و حسابی نداشته هر شور و تلخی را که جلوش می گذاشتند می خورده و اعتراض نمی کرده. آشپزی داشته که او هم شاید ذائقه... (ادامه مطلب)

آش نخورده و دهن سوخته

کیفر دیدن به گناه نکرده و بی آن که محکوم،‌ دست کم از لذایذ یا منافع اقدام به گناه مورد اتهام، منتفع شده باشد. مترادف : ” گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده ” ” نه خورده و نه برده،... (ادامه مطلب)

تگ ها :     
Page 2 of 3123