بایگانیِ دسته ‘مثل های پارسی’

با طناب پوسیده ی کسی در چاه ، رفتن !

جمعه, ۱۷م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

با ریسمان (طناب) پوسیده ی کسی در چاه رفتن
به قول و قسم فردی بدقول، به پشتیبانی فردی غیر قابل اعتماد یا به راهنمایی شخصی ناآگاه قوی دل شدن و خود را به مهلکه انداختن.

“حسنی هزار تا چاقو بسازد یکیش دسته ندارد، چرا من باید با طناب پوسیده او به چاه [...]

با چشم باز، از دنیا رفتن

جمعه, ۱۷م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

با خیال راحت و خاطر آسوده نمردن. به هنگام مرگ نیز نگران موضوعی (مثلاً آیندهء تاریک فرزندان خود) بودن.
” یکی از ملوک خراسان، محمود سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده، مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید و نظر همی کرد.
سایر [...]

با چادر رفتن، با کفن برگشتن

جمعه, ۱۷م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

تعبیری ست قدیمی از پایداری زنان در زندگی با شوهر خویش : ” دختر باید با چادر به خانهء شوهر برود و با کفن برگردد. ”
(خانواده های سنت گرا طلاق گرفتن را سخت نکوهش می کنند و زن طلاق دشنامی ست که مردان ایشان به هیچ روی بر نمی تابند. در این [...]

با همین پر و پاچین، می خوای بری چین و ماچین ؟

جمعه, ۱۷م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

خرچنگ را دیدند شتابان می رود.
گفتندش : کجا به سلامتی؟
گفت : چین !
گفتند : با همین پر و پاچین؟
- در جواب کسی می آورند که بدون داشتن امکانات مادی و معنوی ادعای انجام کارهای بزرگ دارد.
بعضی ها هم می گویند :
با همین ریش، می خوای بری تجریش ؟!

به دعای گربه سیاه بارون نمی آید

جمعه, ۱۷م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

این دعا یا نفرین را استجابتی نخواهد بود !
تب تند، عرقش زود در می آید.
علاقه و احساس شدید ناگهانی، به همان سرعت نیز فروکش می کند و پایدار نمی ماند.

برای یک دستمال، قیصریه را آتش زدن

جمعه, ۱۷م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

در منافع خود پای بند اخلاق نبودن و ناچیزترین سود خود را، حتی اگر متضمن زیان های کمرشکن و نابودکننده دیگران باشد، مرجح شمردن. در ارضای هوس خویش، به خاطر دندان فشردن بر سیبی، باغی را ویران کردن.
… امینی حکایتی طولانی بر این ضرب المثل آورده که پیداست مو به مو با [...]

آدم دلش می خواد زمین دهن باز کنه ببلعدش !

یکشنبه, ۱۲م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

عبارتی ست که بدان فرط شرمساری خود را بیان می کنند

آن رو ، بالا آمدن

یکشنبه, ۱۲م آبان, ۱۳۸۷ ارسال شده توسط : محمد

محمود آدم خوبی ست اما وای از وقتی که آن رویش بالا بیاید ! مترادف : کفری شدن