بایگانیِ دسته ‘درد دل’

دوست من

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : JJ22

توراازصمیم قلب می ستایم وهستی توراازطراح آفرینش خواهانم.همیشه ودرهمه جابایادتو،بودنت رادرکنارخوداحساس می کنم وباشوق وعشق به توباجدیّت چرخ گردون روزگاررامی چرخانم وبه انتظارتوکه روزی بازآیی زنده مانده ام.عزیزم،چشمان تومانندآفتاب درخشان دربرابرچشمان کم سوی من پرتوافشانی می کندوقرصی زیبای رویت،چون ماه تابان تجلّی گرقدرت آن نقاش بزرگ است که چنین صحنه ای راطراحی کرده است.لبانت به [...]

هذیان

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : Hodhod541

آری هذیان است ، هذیان
تمام گفته های من
تمام آه های من ، هذیان است.
دوستت دارم هم هذیان است؟!
با تو من میمانم ،
از پس کوچه تو را منتظرم
هذیان است ؟!
تب بر تن من تازیانه میزد
توسن خیال هم تا سحر ناله میزد
شنیدی ؟
آه های من تو را فریاد میزد.
میخندی ، به خیالت [...]

هرگز نفهمید

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : Hodhod541

نیمه های شب پیامک دادم
“تو هم بیداری؟”
پاسخم داد ” تو هم بیداری ؟”
من : شب مرا میبرد ای دوست !!!
∞: کجا؟
من : به ته اندوه .
∞: کجاست ؟
من : اوج نیاز .
∞: به چه چیز ؟
من : محبوب .
∞: عجب ، بهش پیامک بده .
من : بی خیال شب خوش.
∞: خوابشو ببینی .
- هرگز نفهمید [...]

سردرگمی

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : 5951

می گوییم شکوفه ی گلهادربهاربدنیا می آیند ودرزمستان می میرند می گوییم که پرندگان درزمستان کوچ می کنند آبها درزمستان یخ می بندند….
اما آیا می دانید که عشق کی متولد می شودوچه وقت ازقلبها رخت برمی بندد؟چه هنگام باید خانه تکانی قلبها را از عشق های قدیمی شروع کنیم وعشق جدید را پذیراباشیم ولی آیاپذیرایی [...]

چکاوک

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : JJ22

گویی امشب سازروزگارباساز من کوک نیست.دیگرصدای قناری های آوازه خوان به گوش دلم نمی رسند.دیگرترنّم دلنشین چکاوک ها درآسمان بی ستاره ی قلبم طنین اندازنیست.آهای!ای چکاوک زندگیم ،تراچه شده است؟چرانغمه ی دلت رابابغض درون گلویم همسان نمی سازی؟آسمان قلب من که امن ترین آشیانه برای بال گشودنت بود؟!بیا،بیاتاطنین صدایت آرامش روح ومرحمی باشدبردلتنگی های بیشمارم.

نگاه تو

یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : JJ22

نه به بوته ها دل بسته ام،نه به زنبق وبابونه ها،تمام دل خوشیم تنها نگاه اطلسی توست،که درآشیانه ی دلم بیتوته کرده است.

آرامگاه آرزوها

سه شنبه, ۱۳م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : JJ22

دردهاییکه مانندعلفهای هرز،بوستان جوانیم راتباه کردندورنجهایی که گلزارزندگی رادرپیش چشمم چون گلخنی جلوه گرساختند،ومن امروز ازآن همه شورجوانی دردفترخاطراتم جزچندبرگ سیاه مچاله شده،چیزی رادردست ندارم.گویی درآسمان های عمرمن کوکبی به نام شباب وجودنداشت ودرقاموس زندگی من واژه ای به اسم جوانی وجود نداشت.وقتی به گذشته ی خودمی نگرم جز جاده ای پرپیچ وخم وغبارآمیزوابهام انگیز [...]

مشیانه

سه شنبه, ۱۳م بهمن, ۱۳۸۸ ارسال شده توسط : Hodhod541

سلام دوستان گلم از
azarbanoo.blogfa.com
دیدن کنید .منتظر نظراتتون و نوشته های نابتون هستم.