اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

تگ مطالب ‘مثل های پارسی’

اون وقتی که جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود ؟

به فکر فردای خود باید بود و امروز را به بطالت صرف نباید کرد. پاسخ موری ست که سراسر بهار را به دانه گرد آوردن گذرانده، به بلبل که سال را تا آغاز زمستان، به نغمهء عاشقانه سرودن طی کرده... (ادامه مطلب)

آستین نو ، بخور پلو !

ملانصرالدین را به ضیافتی خوانده بودند. مگر دربانان به جامهء فرسوده ای که در برداشت نشناختند و به خانه راهش ندادند. ملا به خانهء خود رفت، جامه ای فاخر در بر کرد. بر استری با زین و یراق گرانبها برنشست... (ادامه مطلب)

آخر پیری، داغ امیری !

(داغ، نشانه ای ست که از طریق سوزاندن بر پوست چارپایان نقش می کنند تا ملکیت آن مشخص باشد، داغ امیری نشانهء تعلق حیوان داغ خورده به سر طویلهء امیر و سلطان است) ضرب المثل را در سرزنش کسی می... (ادامه مطلب)