|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دو سالش تمام نشده...پسربچه ی زیبایی است.
بابا .... با...با
دخترکی چهارده ساله ... یک روز است گریه نکرده
و زنی زیبا...عزیزش را صدا می زند...شاهزاده ی رویاهایش توی تختی چوبی چرت میزند گویی توی دنیا هیچ صدایی...حتی فریاد طبل و... (ادامه مطلب)
این وبلاگ به یکی از دلایل زیر مسدود شده است
همیشه از روبرو دیده بودمش.اوووووووه چه کوه بزرگی بود.
همیشه قله اش مرا خیره میکرد.بلند بود.خیلی بلند...و چقد گنده بود.
همیشه فکر میکردم خورشید از پشت آن کوه در می آید و صبح را مدیون او بودم.
امروز ماشینی مرا از کنار... (ادامه مطلب)
در این زمانه بی های و هوی لال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
به شب نشینی خرچنگهای مردابی
یار من، دیشب شب سردی گذشت
بر دو چشمم سایه ی دردی گذشت
انتظار من دراز و شب سیاه
از ورای لحظه ام مردی گذشت...
به جون شماها خودم سرودم!
... (ادامه مطلب)ای رفته از برم ای عشق دور دست
ای نازنین به یاد توام یاد کن مرا
دور از تو در حصار غمم شاد کن مرا...
... (ادامه مطلب)
توجه! توجه!
بدینوسیله به اطلاع می رساند در پی بارش برف دیروز که منجر به کشف استعداد اینجانب در "مستجاب الدعوه بودن" شد (دو پست قبل تر را بخوانید!)
خدایا: بخاطر برفی که دیروز باراندی دستت درد نکند. امروز فهمیدم تو ما را بیشتر از آن راننده ها دوست داری.می دانم که تو دوست نداشتی ما معتاد بشویم یا از آن کوفت و زهر ماری ها که تازه... (ادامه مطلب)