اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.

ريست

تگ مطالب ‘افزودن برچسب تازه’

نفرین!

نفرین!

وقتی که سیگار و لای انگشتای پسرش دید,تو چشاش یه حلقه اشک جمع شد , درست مثل روزی که مهر طلاق و روی پیشونی دخترش خالکوبی کردن... صداش هتوز تو گوشمه که... (ادامه مطلب)

انکسار

نویسنده : دانیال قندی  به مناسبت سالگرد ازدواجشان هر دو پشت میزی با شمع های روشن و غذاهای رنگارنگ نشسته بودند . زن کمی خم شد و مقداری از سوپ ای که پخته بود را در ظرف همسرش ریخت و... (ادامه مطلب)

بازگشت به واقعیت

با یک اضطراب و یک ترس ناخوشایند بیدار شد . چشمهایش را که باز کرد آسمان را بالای سرش دید . چند لحظه تند نفس کشید . از چه رو اینگونه ترسیده بود ؟ اصلا کجا بود ؟ چرا در... (ادامه مطلب)