هم نفس

ارسال شده توسط JJ22 در تاریخ یکشنبه, ۱۸م بهمن, ۱۳۸۸

باورم نیست که تومونس وغمخوارمنی

نورامیددل وماه شب تارمنی

بس که نزدیکترازمن به منی درهمه حال

واقف ازسوزودل ورشته ی افکارمنی

نیست ازچشم کسی دورکه درخلوت شب

توطبیب دل غمدیده وبیمارمنی

ترنم دست تمنّابه جزازدرگه تو

آخرای یارتوآگاه زاسرارمنی

دل بریدم زهمه تاکه به توپیوندم

شادمانم که دراین بندنگهدارمنی

دردعشق تومراخانه نشین ساخته است

دلخوشم تاکه توای دوست پرستارمنی

ره درازاست ومرابارگرانی بردوش

غم جان نیست که درهردوجهان یارمنی

یک نفس از من دلخسته جدایی مپسند

آخرای دوست دراین خانه تودلدارمنی

برچسب ها:

یک پاسخ به “هم نفس”

  1. محمد می‌گه:

    ای وای – انگار همه دل تنگ دارن واسه شکواییه
    وای به حال دل تنگ پیاز !
    لابد میگید چه ربطی داره ها
    خوب ربتش اینه که از تنگی دل پیاز همه باهاش هم درد میشن و گریه میکننن !
    اخ که چه دل خونی داره پیاز
    ولی به دور از مزاح – قشنگ بود

ارسال دیدگاه