هالوی بی ریش!
آدمی می شناسم از دوزخ ، خوف و تشویش دارد و من نه
بس که می ترسد از عذاب خدا، هول از آتیش دارد و من نه
دائما ذکر گوید و تسبیح، در کف خویش دارد و من نه
قلبی آکنده از خدا و سری، باطن اندیش دارد و من نه
بس عجول است در رکوع و سجود، گویی او جیش دارد و من نه
تا رسد ز آسمان به او الهام، دو سه تا دیش دارد و من نه
گوییا با خدا شده فامیل، او که این کیش دارد و من نه
بهر ماموریت ز بیت المال،هی سفر پیش دارد و من نه
توی هر شهر از بلاد فرنگ، قوم یا خویش دارد و من نه
برنگشته از انگلیس هنوز، سفر کیش دارد و من نه
بهر حج تمتع و عمره، کوپن و فیش دارد و من نه
زندگی تخته نرد اگر باشد، او دو تا شیش دارد و من نه
پانزده تا مغازه ، یک پاساژ، توی تجریش دارد و من نه
در دزاشیب باغ و در قلهک، خانه از خویش دارد و من نه
نوزده تا عیال ، صیغه و عقد، بی کم و بیش دارد و من نه
گر چه با گرگ ها بود دمخور، ظاهر میش دارد و من نه
دانی او این همه چرا دارد ؟
چون که او ریش دارد و من نه!
برگرفته از آقای هالو
&
Copyright © 2008 Agape. All rights reserved. Valid 




درود بر شما ممنونم برای نشر این شعر در سایتتون /اگر لطف کنید و به این سایت سری بزنید و به ایشون رای بدید .
http://8.8.247.13/Iran/Writers-Authors
این بلاگ جناب هالوی بی ریش که ف ی ل ت ر ه که
ای بابا
از دست این ف ی ل ت ر اس ی و ن
اسمش “هالو ” هست.هالوی خالی.بی ریش رو من برای مناسبت این شعر بهش اضافه کردم
کلاغک جان شما وبلاگ خودتونو چرا آپ نمی کنید؟ میان اینجا مطلب میزارین؟ اصلا چه معنی داره؟