خسته!!
برای کی بنویسم وقتی من خودم پردردم.اززمانه بیرحم ازآدمای متظاهرش نه یه زمانی تظاهرمی کردن الان میزنن توچشمت…..بیزارم ای خدا!
خسته ام !
پناهمون بده ازاینجا!
اين اختيار صفحه ي اصلي را همانند اول خواهد كرد ، تمام ابزارك ها و تنظيمات به حالت اول باز خواهند گشت.
ريستاين مطلب نوشته شده توسط 5951 در دوشنبه, دی ۱۴, ۱۳۸۸, ۹:۲۱. 5951 نوشته شده 11 مطلب در اين سايت.
فارسي شده توسط : هوشمندان سیاره نپلاد
كپي رايت © 2010 هوشمندان سیاره نپلاد | قدرت يافته با : Wordpress
منم بانظرشماهم عقیده ام.برای رسیدن به هدفشون اونقدرماهرانه نقش بازی می کنندکه جای هیچ شک وشبهه ای دردوستی ووفاداریشون باقی نمیذارندامایه مرتبه میبینی ازپشت بهت خنجرمیزنند.
سالوسهای خوش صورت !!!!!!!!!!
۵۹۵۱ برای من گاهگاه بنویس من ریشه های اندوه تورا میفهمم.
(هیچ کس درد مرا نفهمید،همه مرا مسخره کردند وبه طعن به پیراهن صورتی ام چشمک زدند،هیچ کس ندانست من از چه لبریزم…..)
jj22 با توام کمی فکر کن میشنوی؟ رفتن تنها راه چاره ی من بود. هرچند توهم ندانستی و امروز مرا ریاکار میخوانی.هرچه دوست داری مرا بخوان توهم مثل دیگران .
(هیچ کس درد مرا نفهمید،همه مرا مسخره کردند …………
جالبه؟؟؟پس چرا چیزی رو که خودت تجربه کردی حالامن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توکه دستت به نوشتن اشناست دلتم از جنس دل خسته ماست خوب برا ما بنویس……..
من می نویسم ناآشنا یا آشنا آنکس که درد دل مرا بفهمد مرل فهمیده اما آیا چنین کسی هست …………..
ناشناس؟
ما درد مشترکیم….کار از فریاد گذشته…