ویژه نامه ی یلدا :
شب چتر سنگینش را بر سرزمین گشوده بود . دیو تاریکی ، مستانه می خندید و یار وفادارش ، سرما را می ستود که چنین مردم را غمگین ساخته .
نه هیچ گرمایی ، نه هیچ لبخندی و نه نوری که سبب دیدن شود . خاموشی سخت سنگینی می کرد و شب بی رحمانه جولان می داد .
نا امیدی در دل ها رخنه کرده بود . آیا دگر بار صبح را و نور را و گرما را خواهیم دید ؟ آیا طعم شادی را دوباره خواهیم چشید ؟
قطره اشکی از دیدگان یک نفر ، شاید یک کودک ، فرو غلطید … ایزد لبخند زد و گفت : « پاداش بردباریتان را خواهید گرفت . اگرچه شب طولانی است اما به مدد من صبح طولانی تر خواهد بود . »
تیغه ای سپید ، پرده ی شب را درید . پرنده ای در دوردست خواند . دیو تاریکی خنده اش را خورد . شکاف سپید وسیع تر گشت . این نشانه ای بود . سپیده آمده بود … چندی بعد ، نوری همه ی آنچه را که از شب باقی مانده بود محو کرد . ستاره ای طلوع کرد . گرم ، زیبا ، ستودنی … نامش « میترا » . ستاره ی بزرگ ، شاه ستارگان ، خورشید . به دنبالش گرما آمد و سرما را فراری داد . دیو شب مدت ها بود که گریخته بود .
و مردم لبخند زدند . کودکی ، شاید همان که گریسته بود ، فریاد شوق برآورد و برای ایزد بوسه ای فرستاد .
خاطره ی آن شب طولانی و بازگشت سپیده در یادها ماند و مردمان آن شب را « یلدا » خواندند به معنی « تولد » . از آن پس در هر سال مردم آن شب را جشن می گیرند . به پاس لطف ایزد ، بازگشت سپیده و طلوع میترا .
و آنچه تناول می کنند اعم از آجیل و دانه های انار و هندوانه ، همه پر دانه اند با رنگ ها روشن . به نشانه ی این که برکت را آرزومندند و آتش در این شب بسیار ستایش می شود ، از این رو که این نعمت پاک به میترا بسیار شبیه است و رنگ و گرمایش حکایت از سخاوت خورشید دارد .
بزرگ تر ها فال می گیرند ، چرا که این شب را خوش یمن می دانند و ساعاتش را نیکو می شمارند . قصه نیز می گویند … که فرزندانشان یادشان باشد از چه رو این شب در خاطره ها ماندگار شده .
هفت هزار سال است که ما ایرانیان یلدا را جشن می گیریم … تولد میترا و شکست شب را و این زیباست … با آرزوی یلدایی نیکو برایتان .
و این هم پادکستی در مورد تاریخچه یلدا با سخنرانی دکتر کریمی:



بسیار زیبا و به یاد ماندنی. اگر وقت داشتید به وبلاگ جدید بنده هم سری بزنید لطفاً.
خیلی ممنون.
خدانگهدار
درود … چشم . حتما . ممنون از نظرتان و ممنون از دعوتتان . موفق باشید ، بدرود …
خیلی عالی بود آمیتیس جان.موفق باشی.